دعای فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

هنوز داغ شهادت امام صادق علیه السلام از قلب مالامال از اندوه فرزندش امام کاظم علیه السلام رخت برنبسته و لباس عزا بر تن شیعیان ایشان دیده می شود. مدینه نیز در غم از دست دادن رهبر و امامی چون صادق آل محمد، از آسمان خجل است و خورشید و ماه و ستارگان نیز حال طلوع ندارند. از 25 شوال تا 11 ذیقعه، لبخندی بر لبان هیچ یک دیده نشده است. تا روز یازدهم ذیقعده که خورشید، طلوع متفاوتی داشت و مدینه و اهلش را با پرتوافشانی خویش، از تولد کودکی در خانه امام کاظم علیه السلام باخبر کرد. آری، تولد این کودک که او را علی نام نهادند، مرهمی بر قلب داغدیده هستی بود. میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر شیعیان آن حضرت مبارک باد.




نام مقدس: ‌فاطمه کبری لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام مادر گرامی¬اش: حضرت نجمه خاتون ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق محل ولادت: ‌مدینه منوّره ورود به قم: 23 ربیع‌المولود 201 هـ.ق هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام که در خراسان بود. رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر) سنّ مبارک: 28 سال محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

ویژگی‏های حضرت معصومه علیهاالسلام

 

شفاعت گسترده

بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که در قرآن کریم از آن به مقام محمود تعبیر شده است. در این میان، دو تن از بانوان خاندان رسالت هم شفاعت گسترده‏ای دارند؛ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا علیهاالسلام همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است. به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن جمله «خداوند مهریه فاطمه زهرا علیهاالسلام را شفاعت گنهکاران از امت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قرار داد»، با کلک تقدیر نقش بسته بود. پس از حضرت زهرا علیهاالسلام از نظر گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به حضرت معصومه علیهاالسلام نمی‏رسد.  

عصمت

مقام عصمت در چهارده معصوم علیهم‏السلام منحصر نیست، بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند. علت شهرت رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان علیهم‏السلام، به چهارده معصوم آن است که آنها افزون بر مصونیت از گناهان صغیره و کبیره، از ترک اولی نیز که با عصمت منافات ندارد، پاک بودند. البته هیچ کس در مورد افرادی چون حضرت ابوالفضل علیه‏السلام، حضرت علی اکبر علیه‏السلام، حضرت زینب علیهاالسلام و حضرت معصومه علیهاالسلام ادعا نکرده که آنها معصوم نبوده‏اند.  

شواهد عصمت فاطمه معصومه علیهاالسلام

براساس روایتی که از امام رضا علیه‏السلام نقل شده، امام خواهر خود را معصومه خطاب کرده است و می‏دانیم امام هرگز در مورد شخصی مبالغه نمی‏کند. بنابراین این تعبیر بر عصمت آن حضرت دلالت دارد. شفاعت گسترده‏ای که همه شیعیان اهل بیت را در بر می‏گیرد؛ قداست شهر قم به احترام آن حضرت؛ صدور زیارت نامه آن حضرت از سوی معصوم؛ پیش‏گویی امام صادق علیه‏السلام از تشریف فرمایی آن حضرت به قم؛ و تشییع این بانو به دست امام رضا علیه‏السلام و امام جواد علیه‏السلام، از دیگر شواهد عصمت و عظمت آن بانوی والا مقام به شمار می‏آید.

بالاترین جایگاه شفاعت، از آنِ رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که در قرآن کریم از آن به مقام محمود تعبیر شده است. در این میان، دو تن از بانوان خاندان رسالت هم شفاعت گسترده‏ای دارند؛ حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام.

مقام علمی حضرت معصومه علیهاالسلام    

 

والایی رسیدند. در میان فرزندان پیشوای هفتم، بعد از امام رضا علیه‏السلام، حضرت معصومه علیهاالسلام از نظر علمی و اخلاقی والا مقام‏ترین آنان است. این حقیقت، از اسامی، لقب‏ها و توصیف هایی که پیشوایان معصوم از وی نموده‏اند، آشکار می‏شود. با توجه به این حقیقت که میان تهذیب نفس و طی مدارج اخلاقی و عرفانی و رسیدن علوم اصیل الهی و حکمت ارتباط جدانشدنی وجود دارد، می‏توان به رتبه و مقام علمی وصف ناشدنی حضرت معصومه علیهاالسلام پی برد و به این نکته رسید که ایشان نیز چون حضرت زینب علیهاالسلام عالمه غیر معلمه بوده است.  


ولادت امام و نامگذاری
امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».

دوران قبل از امامت
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت
در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.
دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.
این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت



عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت          صد شكر كه این آمد و صد حیف كه آن رفت

طبیعت با بهار طراوت می یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می شود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شكوفه های بهاری و سرود بلبلان رخت بر می بندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمه های نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب می شود. در رمضان است كه می توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افكند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.
اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسی است واگر تكاپوی ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال قمری؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحید، طلایه دار سال معنوی است و پیروزی قلب سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن.
رضای آل محمد علیهم السلام را سخنی شنیدنی است:«اِنَّما جُعِلَ یَوْمُ الْفِطْرِ الْعیدَ لِیَكُونَ لِلْمُسْلِمینَ مُجْتَمَعا یَجْتَمِعُونَ فیهِ وَ یُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَیُمَجِّدُونَهُ عَلی ما مَنَّ عَلَیْهِمْ فَیَكُونُ یَوْمَ عیدٍ وَ یَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ یَوْمَ فِطْرٍ وَ یَوْمَ زَكاةٍ وَ یَوْمَ رَغْبَةٍ وَ یَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ یَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ یَحِلُّ فیهِ الاَْكْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ اَنْ یَكْونَ لَهُمْ فی ذلِكَ مَجْمَعٌ یَحْمِدُونَهُ فیهِ وَ یُقَدِّسُونَهُ؛
همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد كه در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز كنندو به خاطر منّتی كه بر آنان نهاده است، او را ستایش كنند، پس روز عید و روز گردهم آیی و روز افطار، روز زكات، روز گرایش به یكدیگر و روز تضرّع [به پیشگاه حق تعالی] است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آنكه روز فطر اولین روز سال است كه خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا كه نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع كنند و با یكدیگر به ستایش و تقدیس او بپردازند.»
در صبحدم این عید آسمانی است كه هاتفی ملكوتی، پیروزمندان میدان جهاد اكبر را به دریافت پاداششان فرا می خواند، پاداشی فراتر از پاداشهای خاكی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.

عید فطر


وقتی روز شمار بندگی را ورق می‏زنی الطاف رحمت ایزدی را در لابه لای روزها می‏بینی بعضی از ماه‏ها شور و حال دیگری دارند . اصلا رنگ و بوی خدا در آنها نمایان‏تر است .

رجب، ماه خدا، ماه خالی شدن از غیر خدا، ماهی كه ملائكه در زمین به دنبال جمع كردن استغفار مثل من و تو هستند . باید تخلیه شد باید دید روزها را چگونه گذرانده‏ایم . تپش قلبهایمان با كدام طنین موزون می‏نواخت .
آیا با نوای استغفار (استغفرالله و اسئله التوبه) در این میكده دل را گشوشده‏ای؟ ! و آیا . . .
گام‏ها را فراتر می‏نهیم تا به كعبه مقصود رسیم . شعبان از راه می‏رسد . آن هنگام كه ظرف بندگی تو از تب هوای نفس اماره خالی شد شعبان با طلوعی سرشار از لبریز از شكوفه‏های محمدی و عطر ال الله از راه می‏رسد و قدم بر خانه دل می‏گذارد . می‏آید تا این منزل بود را به دسته گل‏های از ذكر و معنویت‏بیارآیی . هر چه گام به جلو برمی‏داریم احساس سبكی در ما ایجاد می‏شود .

و دیگر هنگامه جلای دل است . دلی كه رجب را وقف پیرایش آن در شعبان را وقف آرایشش كرده‏ایم . مهربانا شكرت كه این گونه مرا، اعضاء و جوارحم را، زبانم، چشمم را، گوشم را و همه وجودم را میهمان این خوان با كرامتت كرده‏ای، میهمانی كه حتی چشم بر هم نهادن آن نیز عبادت است .

آرام آرام دلنشین و سبكبال پاسی را بر بال ملائك می‏گذاریم و دستان رمضان را در آغوش می‏گیریم پای بر شمارش معكوس دل می‏گذاریم و به سوی عشق و مستی در دست .

به میانه ماه خدا نزدیك شده‏ایم . نوای رحمت ایزدی به گوش می‏رسد . در قلب زمان اعظم ملائكه آسمان بر زمین می‏آیند تا بالهایشان را فرش پای ملكوتیان كنند . آمدند تا تو را بخرند . آیند تا تو را نزد آن معبودی ببرند كه خریدار هر یوسف بد سرشت است .

لیالی قدر در انتظارند تا فانوس عشق و عاشقی را بنوازند . معشوقه دل عطر شفا و رحمت را می‏گستراند، دلبری می‏كند تا تو را كه عاشقی و مجنون، ناز او را بخری .

آمده‏ام به كوی تو گر تو كنی نگاه من

ناز خرج ز روی تو گر تو دهی شفای من

و آنجاست كه این عبد سراپا تقصیر روی به سوی حقیقت عالم می‏كند و منشور آینده‏ای مبهم را از دست مولامان حجة بن الحسن (عج) بر می‏گیرد .

خدایا چه می‏شود ما را این شب، پر از رحمت و بركت، اما رسم مجنون شدن را نمی‏داینم، نمی‏دانیم كه اگر لیلای عالم كاسه گدایی تو را می‏شكند . تو را دوست دارد و در انتظار یك نگاه پر از نیاز توست . شب قدر آمده است تا تویی كه خسته عالم دنیایی، خسته بندگی تن شده‏ای . چنگ در ریسمان معنویت زنی و قرآن را كه سرچشمه معنویات عالم است‏با زبان اشك بیارازی با زبانی كه تحفه قدح بار است، با زبانی كه كیمیای جلای دل است . آن محبوبه‏ای كه شنزار گونه‏های عاشقان را آبیاری می‏كند تا نهال خوف و رجا در آن برویاند .

شبنمی كه اگر لیلای مجنون، گوشه چشمی (نیم نگاهی) بر آن كند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد آمرزیده می‏شود . آری باید این اشك‏ها را تحفه قدم او كرد .

لطیفا! حال كه در رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشوده‏ای و حال كه من ناچیز قلب رمضان را كه با شستن خون در رگها جاری می‏كند در آغوش خود می‏فشارم . چگونه می‏شود این عاشقی كه در دام بلای دوست گرفتار است‏به خود واگذاری؟

چگونه می‏شود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم . . .

چگونه؟ !

ای الهه ناز! با همه نیاز، به درگاه تو آمده‏ام تا قلم عفو بر در دریای گناهانم بكشی كه كه با دیدگانی پاك به زیارت آقا حجة بن الحسن (عج) برسم .

ای محرم راز! با دل پر سوز و گداز، آمده‏ام تا به شب قدر حلقه گمشده انسانیتم را بیابم كه مگر سالك راه تو شوم . ای خدای بی نیاز! با عطش و عشق و نیاز آمده‏ام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت و به حق ناله‏های عصمت عالم ما را هم رنگی الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم .

شب قدر


[««][1][2][3][4][5][6][7][8][9][10][11][12][13][14][15][16][17][18][19][20][21][22][23][24][25][26][27][28][29][30][31][32][33][»»]
شمارنده
 امروز : 8
دیروز : 11
ماه : 369
ماه قبل : 528
سال : 3212
سال قبل : 5481
کل : 163509
اطلاعات سايت:
اخبار :161
  نظرات : 0
خروجي rss
كاربران:
اعضا : 3
  كاربران آنلاين : 1
لينكستان

powered by :jannatnaeen.com